معرفی وبلاگ
آنان که یک عمر مرده اند، یک لحظه هم شهید نخواهند شد، شهادت یک عمر زندگیست، یک اتفاق نیست...
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 9828
تعداد نوشته ها : 17
تعداد نظرات : 8
Rss
طراح قالب
GraphistThem237

الهم الرزقنا توفيق شهادة في سبيلك

دسته ها : متفرقه
1391/2/31

هر چه ميگشتيم، هيچ اثري از شهدا نمي يافتيم. آن روز يكسره تا عصر مشغول جستجو بوديم ولي همه  نا اميد و پريشان شده بوديم...

به بچه ها گفتم: بر ميگرديم و ديگر هم اينجا نمي آييم. غروب نيمه شعبان است آقاجان ما قابل نبوديم. امروز با اميد به شما كار را شروع كرديم. حال در اين لحظه هاي آخر بايد دست خالي برگرديم. اشك چشمان بچه ها را گرفته بود و هر كس به دنبال چيزي مي گشت تا به عنوان تبرك و يادگاري با خود به عقب بياورد...

من هم به سمت يك شقايق كه نظرم را جلب كرده بود رفتم تا آن را از ريشه كنده و در قوطي كنسروي قرار دهم و با خود به عقب بياورم. وقتي آرام آرام داشتم دور شقايق را مي كندم تا از زمين جدايش كنم، باورش سخت بود. درست شقايق روي جمجمه يك شهيد، سبز شده بود...

با پيدا شدن پلاك شهيد، همه بلند صلوات فرستادند. ديگر يقين كرديم كه امام زمان(عج) عنايت كرده. حال مي خواستيم نام شهيد را بدانيم. برايمان جالب بود كه اولين شهيد تفحص شده در منطقه شرهاني را بشناسيم. شهيد را همراه خود به چادر آورديم، بچه ها از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيدند، ولي وقتي خوشحال تر شدند كه پلاك هويت شهيد استعلام شد. آن وقت ديگر روي پاي خودمان بند نبوديم و واقعاً او هديه اي از طرف آقامون بود؛ شهيد مهدي منتظرالقائم از شهداي لشكر 14 امام حسين(ع) در عمليات محرم...

 

بدنبال شقايق ها

مستند تفحص

خاطرات محمود نجيمي

دسته ها : كتاب شهدا
1391/1/12

ولي شما اي متعهدان و روشنفكران، ما خون خويش را نثار اسلام كرديم تا خون  شما رنگ گيرد، ما تاريكي و دشواري را براي خود پذيرفتيم تا راه شما روشن باشد، ما جان خود را چون جرقه اي در فضا قرار داديم تا آسمان شما مهتابي گردد و اينك اگر از اين پس تباهي پديد آمد بايد بر شما افسوس خورد و اگر ستم كردند بر شما بايد گريست. مراقب خود و جامعه خود و وظيفه و تعهد خود باشيد تا حماسه تان را از ذهن شما بيرون نكنند، روح قدرتمندتان را از شما نگيرند.

 ما پاسداران اسلام  به خاطر اسلام و دفاع از آن زير تانك و خمپاره رفتيم و توهين ها شنيديم، بي حرمتي ها ديديم در بند خصم افتاديم تا اسلام از بند ها آزاد شود

شهيد محمد علي شاهمرادي

دسته ها : با شهدا
1390/12/29

از وقتي كه خداوند بشر را آفريد، ارتباط خدا با خلقش شروع شد. او خالق شد و ما مخلوق، و از وقتي كه رزق داد او رازق شد و ما مرزوق، و از وقتي كه او را پرستش كرديم، ما عابد شديم و او معبود. و از وقتي كه دوستش داشتيم ما عاشق شديم و او معشوق. و از وقتي كه در طلبش برآمديم، ما طالب شديم و او مطلوب و از وقتي كه اين حديث قدسي را خوانديم كه خدا فرمود:

«مَن طَلَبَني وَجَدَني، هر كه مرا طلب كند خواهد يافت، وَ مَن وَجَدَني عَشَقَني، و هر كه مرا يافت عاشقم مي شود، وَ مَن عَشَقَني عَشَقتُهُ، هر كه عاشقم شد عاشقش مي شوم، وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ، هر كه را من عاشقش شوم عاقبت او را شهيد ميكنم، وَ مَن قَتَلتُهُ فَاَنَا دِيَتُهُ، هر كه را من شهيدش كنم خودم خونبهاي او ميشوم»

 به اذن خدا به سوي او راه افتاديم.

دسته ها : متفرقه
1390/10/12

«خدايا! نكند وارثان خون اين شهيدان در راهشان گام نزنند؟ نكند شيطان هاي كوچك با "خون" اينها "خان" شوند. نكند "جانمايه" ها براي "بي مايه ها" ي دون سرمايه مقام شود. نكند زمين "خون رنگ" به تسخير هواداران "نيرنگ" درآيد. نكند شهادت اينها پايگاه "دنائت" آنها بشود؟»

دسته ها : با شهدا
1390/8/22

خدايا چه رنج بزرگي است!

تو ميداني كه چه مي كشيم. پنداري كه چون شمع ذوب مي شويم، آب مي شويم. ما از مردن نمي هراسيم اما مي ترسيم بعد از ما "ايمان" را سر ببرند و اگر نسوزيم هم كه روشنائي ميرود و جاي خود را دوباره به شب مي سپارد. چه بايد كرد؟

از يك سو بايد بمانيم تا شهيد آينده شويم و از ديگر سو بايد شهيد شويم تا "آينده" بماند. هم بايد امروز شهيد شويم، "فردا" بماند و هم بايد بمانيم تا فردا "شهيد" نشود. عجب دردي! چه مي شد، امروز شهيد مي شديم و فردا زنده مي شديم تا دوباره شهيد شويم.

 

دسته ها : با شهدا
1390/7/24

شهيد آويني

 

اي شقايق هاي آتش گرفته

دل خونين ما شقايقي است كه داغ شهادت شما را بر خود دارد.

آيا آن روز نيز خواهد رسيد كه بلبلي ديگر در وصف ما سرود شهادت بسرايد؟

دسته ها : با شهدا
1390/7/17

خوش دارم كه در نيمه هاي شب در سكوت مرموز آسمان و زمين به مناجات برخيزم. با ستارگان نجوا كنم و قلب خود را به اسرار ناگفتني آسمان بگشايم. آرام آرام به عمق كهكشانها صعود نمايم، محو عالم بي نهايت شوم . از مرزهاي علم وجود  در گذرم و در وادي ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چيزي را احساس نكنم.

شهيد چمران

دسته ها : با شهدا
1390/7/16

تازه فهميدم كه اين ها فكر مي كنند من موجي ام. براي همين آرام گرفتم و گفتم:«نگاه كنيد! سلاح را امانت مي دم به حراست بيمارستان، رسيد هم مي گيرم. بعد هم بايد با دكتر صحبت كنم» با خوشحالي قبول كردند و رفتم به اتاق دكتر! دكتر مشكوك وراندازم كرد و گفت:«خب، شما چي مي گي؟» در حالي كه سعي مي كردم جلوي لرزش صدا و دست و پايم را بگيرم، گفتم:«ببينيد آقاي دكتر، من ديشب تا صبح توي آب بودم و از ديروز ظهر تا حالا هم هيچي نخوردم، براي همين اعصابم خرد شده. خيلي گرسنه هستم. اين ها هم من رو جاي موجي گرفتن، آوردن اينجا. شما هر سوالي مي خوايد، بپرسيد.» بعد هم شروع كردم برايش مسائل درسي را گفتن كه قانون دوم نيوتن مي گويد هر عملي عكس العملي دارد، فرمول هاي لگاريتم اين هاست، براي حساب كردن گشتاور بايد فلان بكنيم...

كتاب حماسه ياسين خاطرات حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد است.

او كه از رزمندگان غواص دفاع مقدس مي باشد خاطرات خود را از دو عمليات كربلاي چهار و كربلاي پنج بيان كرده...

دسته ها : کتاب شهدا
1390/6/29

پر از فريادم، عطش سكوت، شبيه شهره شيدا. من از انتهاي بي وفايي گذشتم و به وفاي دل انگيز تو رسيدم. هر كس در اين سراي فاني سهمي دارد و قسمت من شناخت خوبي هاي تو و تكرار در تكرار يكدلي و يك رنگي توست.

سردار دلاور سپاه اسلام شهيد احمد كاظمي: مهرباني را در دستانت و شكيبايي را در غزل نگاه گرم تو، درو مي كنم كه تو خوبِ خوبِ خوبم هستي.

وقتي به موضوعي علاقه داري و مصداقش زياد است، مي ماني كه كدام را انتخاب كني؟ اينجاست كه دلت به دادت مي رسد. شهادت هم از همين دست است و چقدر مصداق دارد، چقدر شهيد داريم. وقتي به شهادت علاقه داري كدام شهيد را الگوي خودت قرار مي دهي؟

همه شهدا عند ربهم يرزقونند اما حاج احمد براي من چيز ديگري است. رزمنده خطوط لبنان، كردستان، جنوب و هر جايي كه نياز به شير مردي براي دفاع از آرمان هاي اسلام بود.

شايد علاقه ام به اين خاطر باشد كه او زماني شهيد شد كه دروازه شهادت بسته و معبري تنگ داريم. هميشه فكر مي كنم اگر قرار باشد من آسماني باشم، چگونه شهيد مي شوم؟ بعد با خودم مي گويم تو لياقتش را پيدا كن، بقيه اش را بسپار به خدا.

شهيد كاظمي

اللهم الرزقنا توفيق الشهادة في سبيلك...

 

دسته ها : با شهدا
1390/6/27
X